الشيخ عباس القمي

35

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي )

مسايل آن براى انسان كافى نيست . چه بسا فردى كه از نظر استدلال و نظر مقامى نداشته باشد يا از جريانات ملال‌انگيز و گرانبار استدلالات فلسفى و حتّى مباحث نظرى علم اخلاق رهايى يافته و بدون فضل فروشى انسانى به واقع و الا و شايسته و ارزنده شده باشد . و چه بسا فردى كه مسايلى از علم اخلاق را داراست و مىداند و مىگويد ، ولى از تأثير آن علم در نفس او خبرى نبوده ، داراى فضيلت و نورانيت نباشد . همانطور كه دانستن استدلالات و براهين ، صفاى نفس و ايمان واقعى نمىآورد ، حالت عرفانى و ايمان واقعى - كه آدمى گره ايمان را در دل و جان خود ببيند و دريابد - با برهان و استدلال فراهم نمىشود ؛ مگر آن كه فطرت خود انسان همپاى آن براهين شكوفا و حالت ايمان و اعتقاد كامل در نفس پيدا شود . اخلاق كريمه و سجاياى عاليه و فضايل ارزنده انسانى به تعليم و تعلّم و تأليف و خواندن حاصل نمىگردد ؛ بلكه با تمرين‌هاى سخت و تربيت‌هاى دراز مدّت به دست مىآيد . به ويژه در ايام نوجوانى و كودكى كه آدمى پذيراى اين فضايل و نفس او پاك و منزّه از رذايل است . بدا به حال آن كس كه رذايل و ملكات نامحمود و صفات ناپسند در جان و دل او جايگزين و محكم شود كه برداشتنش از مشكل‌ترين مجاهدت هاست . اگر خواندن كتاب‌هاى اخلاقى براى انسان كافى و درمانگر بود ، بهترين هدايا و گران بهاترين نوشته‌ها كتاب‌هاى اخلاق بود ، بلكه قرآن خود به تنهايى جامعه انسانى را كافى بود . امّا افسوس كه قَساوت سختى دل‌ها ، صفات رذيله و خلقيات ناپسند شيطانى كه در دل و جان بعضى انسان‌ها جايگزين شده است مانع و حاجبى است تا انوار قرآنى بر دل‌هاى آنان راه يابد و افرادى اين چنين با هزار چراغ در دل تاريكىها دست و پا مىزنند و با هزار دل و ديده دلمرده ، كور ، كر ، گنگ و لال هستند و هيچ راه هدايتى را در چشم و گوش و دل خود نگشوده‌اند . « أُولئِك كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » . خوشبختانه اين گونه افراد در اقلّيت هستند و غالب انسان‌ها ، به ويژه آنان كه از